نبوت از ديدگاه قرآن و روايات - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٤٨
گواه بر آن حديث ديگرى است كه در آن رسول خدا (ص) خصال دهگانهاى براى خود و اهلبيتش مىشمارد و تصريح مىكند كه هيچكس قبل از ما و بعد از ما داراى اين صفات نيك و فضايل والا به طور كامل نبوده و نخواهد بود. «١» بنابراين، انقطاع نبوت به معناى انقطاع وحى الهى است براى ارشاد و هدايت، نه انقطاع فيض معنوى نسبت به سايران و سالكان الى الله؛ بلكه طبق آيات و روايات درهاى رحمت و فيض معنوى الهى به روى بشر پيوسته بازمىباشد.
شبهه دوّم و پاسخ آن «٢» همان گونه كه درگذشته، پيچيدهشدن روابط اجتماعى، اقتصادى و مقتضيات زمان جعل احكام جديد و يا تغيير احكام پيشين را اقتضا مىكرد و اين خود موجب ارسال پيامبر جديدى مىشد، بعد از پيامبر اكرم (ص) هم دگرگونيهاى چشمگيرى رخ داده و روابط اجتماعى و اقتصادى و غير آن پيچيده شده است. از كجا كه اين تحولات روزافزون علمى، فرهنگى، اجتماعى و اقتصادى اقتضاى شريعت جديدى را نداشته باشد؟ و به تعبير جامعتر، با توجه به ختم نبوت و اتمام شريعت، آيين اسلام با مقتضيات زمان و نيازمنديهاى جديد علمى، صنعتى، اقتصادى و بلكه با اين همه نوآوريها و نوگراييهاى جوامع انسانى چگونه برخورد مىكند؟
در پاسخ بايد گفت: اسلام هرگز با پيشرفت علمى، صنعتى، اجتماعى، اقتصادى و هرگونه نوآورى و نوگرايى معقول و پسنديده مخالف نبوده و نيست، بلكه به عكس، دستور اكيد داده كه در پى پيشرفت علمى، فرهنگى و صنعتى برويد و در صدد ساختن آيندهاى بهتر از گذشته باشيد، تا جايى كه اگر انسانى، امروزش با ديروزش فرقى نكند و برايش پيشرفتى حاصل نشود، به فرموده رسول گرامى اسلام (ص) چنين انسانى مغبون بوده و از زندگى بىبهره است. «٣»