نبوت از ديدگاه قرآن و روايات - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٤٠
درس بيستم: ختم نبوت (٢)
با توجه به جاودانهبودن دين اسلام، احتمال مبعوث شدن پيامبرى كه شريعت اسلام را نسخ كند نفى مىشود. ليكن جاى اين احتمال هست كه پيامبر ديگرى بيايد كه مبلّغ و مروج اسلام باشد. از اين رو، مسأله خاتميت پيامبر اسلام را با توجه به دلايل نقلى و عقلى مورد بررسى قرار مىدهيم.
دليل قرآنى بر خاتميت الف- «ما كانَ مُحَمَّدٌ ابا احَدٍ مِنْ رِجالِكُمْ وَ لكِنْ رَسُولَ اللَّهِ وَ خاتَمَ النَّبِيينَ وَ كانَ اللَّهُ بِكُلِّ شَىْءٍ عَليماً» «١» محمد (ص) پدر هيچ يك از مردان شما نيست، بلكه او فرستاده خداوند و پايانبخش سلسله انبياى الهى است و خداوند به هر چيزى داناست.
«خاتَمْ» از نظر لغت وسيله پاياندادن است و به انگشتر نيز از اين جهت خاتم گفته مىشود كه توسّط آن، نامهها را ختم مىكردند. «٢» هر چند آيه كريمه فوق، تصريح بر خاتميّت نبوّت دارد، امّا دلالتش بر خاتميّت رسالت، مبتنى بر اين نكته است كه رسالت ملازم با نبوّت است، يعنى هر كس داراى مقام رسالت است، داراى مقام نبوّت نيز هست، اما ممكن است كسى نبىّ باشد ولى رسول نباشد؛ پس هر گاه نبوّت خاتمه يافت، رسالت نيز پايان مىپذيرد.
لحن آيه مورد بحث مىرساند كه قبل از نزول اين آيه نيز پايانيافتن نبوت به وسيله