معارف قرآن (ج6) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٠
تفاوتهاى طبيعى و خدادادى منشأ آثار، خيرات، بركات و جذابيّت است. اگر جهان طبيعت يكسان بود و يا يك رنگ داشت، حيات و زيبايى براى بشر بىمعنا بود.
جوامع بشرى نيز اگر از نظر استعداد، رزق، اراده، فقر و ثروت، رياست و مديريّت و ... يكسان بود، حيات اجتماعى براى بشر امكان پذير نبود. خداوند توانائيهاى فكرى، جسمى و طبيعى را بين تمام افراد بشر جهت تحقق حيات اجتماعى تقسيم كرده است.
بىارزشى دنيا آيه مورد بحث در ادامه، بر اين امر نظر دارد كه مال و متاع دنيا بىارزش است و نبايد رسيدن بهآنرا هدف قرار داد بلكه ارزش آن در حدّ استمرار بخشيدن بهزندگى دنيايى است.
خداوند براى تفهيم اين مطلب به انسانها اينگونه فرموده كه اگر دادن ثروت زياد به كفار سبب نمىشد كه همه مردم به كفر گرايش پيدا كنند، اموال فراوانى را به سبب بىارزشى آن در اختيار كافران قرار مىداد، اما چون سبب اجتماع همه مردم بر كفر و گمراهى مىشود چنين كارى را انجام نداده است.
البته تفسير ديگرى نيز براى اين آيه شده است و آن اينكه اگر نبود كه خداوند سنت ثابتى را در بين همه مردم قرار داده و آن يكسان بودن مردم در بهرهبردارى از ثمره كار و كوشش خود است، به سبب بىارزشى متاع دنيا، همه زيورهاى دنيوى را در اختيار كافران قرار مىداد، اما چون چنين سنت ثابتى كه هر كس در حد تلاش و امكانات خود بهره دنيوى مىبرد- صرف نظر از مؤمن يا كافر بودنش- را در بين خلقش جارى نموده است، پس همه تنعمات را در اختيار كافران قرار نمىدهد. «١» به جا ماندن نعمتها «كَمْ تَرَكُوا مِنْ جَنَّاتٍ وَ عُيُونٍ وَ زُرُوعٍ وَ مَقامٍ كَريمٍ وَ نَعْمَةٍ كانُوا فيها فاكِهينَ كَذلِك وَ اوْرَثْنها قَوْماً اخَرينَ فَما بَكَتْ عَلَيْهِمُ السَّماءُ وَ الْارْضُ وَ ما