معارف قرآن (ج6)

معارف قرآن (ج6) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤٨

آيا بر خدا منّت مى‌گذارى به چيزى كه خودش منّت خدا بر توست؟ چه كسى به تو توفيق، قدرت و توان اين اعمال را داد؟
حضرت ايوب خاك بر دهان ريخت و خاضعانه و معترفانه عرض كرد: «خدايا منّت از آن توست و تو را سزد كه مرا عتاب كنى!» «١» و بدين سان ياد داد كه حتى در مقام شكواى با خداوند هم نبايد طورى سخن گفت كه بوى منّت دهد.
دوست نزديك‌تر از من به من است! «وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْانْسانَ وَ نَعْلَمُ ما تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ وَ نَحْنُ اقْرَبُ الَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَريدِ.» «٢» ما آدمى را آفريديم و از وسوسه‌هاى نفس او آگاه و از رگ قلبش به او نزديكتريم.
قرآن رابطه خدا با انسان را رابطه «قيّومى» و «احاطه‌اى» مى‌داند. در اين آيه نوع ديگرى از رابطه را بيان مى‌كند و آن، رابطه «قُربى و معيّتى» است؛ بدين معنا كه خداوند پيوسته با همه موجودات همراه است و در هيچ زمان و مكانى از آنها جدا نيست.
«وَ هُوَ مَعَكُمْ ايْنما كُنْتُمْ» «٣» و او با شماست هر جا كه باشيد.
البته مقصود از نزديك بودن و معيّت، مانند نزديكى دو جسم با يكديگر نيست كه از مقوله هم‌فضايى، هم زمانى و مثل آن باشد. حضرت على عليه السلام مى‌فرمايد:
«مَعَ كُلِّ شَىْ‌ءٍ لا بِمُقارَنَةٍ وَ غَيْرَ كُلِّ شَىْ‌ءٍ لا بِمُزايَلَةٍ» «٤» او با همه چيز است بدون پيوستگى و غير از همه چيز است بدون گسيختگى.
تشبيه و تمثيل‌ نزديكى خدا به انسان از شدّت وابستگى ما به او سرچشمه مى‌گيرد. اين وابستگىِ‌