معارف قرآن (ج6) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٤٢
نياورده باشد، زيان و خسارت كرده است.
در اين آيه كلمه «خسر» به صورت نكره آمده تا هم دلالت بر بزرگى اين خسارت كند و هم بر متنوع بودن آن، يعنى انسان زيانها و خسارتهاى جبران ناپذير و بس بزرگى مرتكب شد. «١» خسران عمومى اين آيه، خسران را به همه انسانها نسبت داده است؛ زيرا انسان اسم جنس است و الف و لام آن دلالت بر عموميت و فراگيرى ان مىكند؛ البته در دو آيه بعد يك گروه از اين وضعيت عمومى مستثنا شدهاند.
بنابر بيان قرآن، حيات انسان در زندگى دنيايىاش خلاصه نمىشود، بلكه در پس زندگى دنيا، حيات جاويد آخرت است. زندگى دنيا و جان و مال و عمر و امكانات دنيايى هر فرد، متاع و سرمايه اوست براى كسب و تحصيل اسباب سعادت آخرت، و دنيا نيز تجارتخانهاى است تا انسانها متاع خود را در آن عرضه كنند و آن را با سعادت يا شقاوت آخرت مبادله نمايند.
«انَّما هذِهِ الْحَيوةُ الدُّنْيا مَتاعٌ» «٢» البته گر چه اين متاع به خودى خود هم كم است و هم كمارزش، «٣» ولى اگر به خريدار واقعىاش عرضه شود آن را به بهايى گران خريدار است.
«انّ اللَّهَ اشْتَرى مِنَ الْمُؤْمِنينَ انْفُسَهُمْ وَ امْوالَهُمْ بِانَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ ...» «٤» از طرف ديگر متاع عمر، لحظه به لحظه كم مىشود، بنابر اين همه انسانها در زيان ديدن و كم شدن سرمايه هستند مگر كسانى كه در گذر عمر كسبى كنند و سودى برند كه برايشان ماندگار باشد و جبران آن نقص را بنمايد.
راه نجات خداوند متعال در آيه آخر، كسانى را كه داراى چهار وصف باشند از اصل كلى