معارف قرآن (ج6) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٦١
سنّت پيامبر يا وحى الهى؟
آنچه اين آيات بدان دلالت دارد اين است كه سخنان پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله وحى است و به طور قطع منظور اوليه آن الفاظ قرآن كريم است، يعنى آنچه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله به عنوان قرآن بر مردم مىخواند چيزى جز وحى الهى نيست. اما سخن در اين است كه آيا اين آيات بقيه سخنان پيامبر صلى الله عليه و آله را كه به عنوان سخنان خود آن حضرت نقل شده در بر مىگيرد يا نه؟ به عبارت ديگر آيا مىتوان تمام سخنان آن حضرت را وحى محسوب نمود و بر آن اطلاق وحى كرد؟
براى پاسخ به اين پرسش بايد گفت: سخنان آن حضرت شامل چند نوع است:
١- بيانات آن حضرت در تبيين آيات قرآن و يا شرح و تفصيل مجملات آن.
٢- سخنان آن حضرت در تأييد افرادى چون اهلبيت عليهم السلام، سلمان، ابوذر، عمار و ... و يا لعن و نفرينهاى آن حضرت درباره افرادى چون بنىاميّه، قاسطين، مارقين و ٣- بيانات و نظرات آن حضرت در مورد مسائل حكومتى.
از آنجا كه خداوند خود با تصريح:
«انَّا انْزَلْنا الَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ الَيْهِمْ.» «١» پيامبرش را مأمور تبيين و تشريح مقاصد قرآن كريم نموده بود و از سوى ديگر آن حضرت را هادى به سوى صراط مستقيم «٢» معرفى كرده بود، از اين جهت آنچه پيامبر صلى الله عليه و آله در حوزه مسائل دينى مىفرمود مأخوذ از وحى الهى بود، گر چه ظاهر لفظش از شخص پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله صادر شده باشد.
حديثى را كه سيوطى- از دانشمندان معروف اهلسنّت- نقل مىكند شاهد بر اين مدّعا است. او مىنويسد: نقل شده كه روزى رسول خدا صلى الله عليه و آله دستور بستن درهاى منازل اصحاب را كه به داخل مسجد پيامبر گشوده مىشد صادر فرمود (جز درب خانه على عليه السلام) اصحاب ناراحت شده، به پيامبر اعتراض نمودند. پيامبر چون اعتراض آنان را ديد مردم را در مسجد جمع كرد، خطبهاى خواند و سپس فرمود: