معارف قرآن (ج6) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٦٥
لَدَيْهِمْ وَ احْصى كُلَّ شَىْءٍ عَدَداً.» «١» او داناى غيب است و هچ كس را بر اسرار غيبش آگاه نمىسازد، مگر رسولانى كه آنان را برگزيده و مراقبينى از پيش رو و از پشت سر آنها براى آنها قرار مىدهد، تا بداند كه پيامبرانش رسالتهاى پروردگارشان را ابلاغ كردهاند؛ و او به آنچه نزد آنهاست احاطه دارد و همه چيز را احصا كرده است!.
٢- آيات اول همين سوره به صراحت همه خرافات را باطل مىكند؛ زيرا با قسم به ستارگان تأكيد مىكند، كه پيامبر اسلام هيچ سخنى را از روى هوى نمىگويد و هر چه بيان مىدارد، وحى است. «٢» در سوره حاقّه نيز او را از هر دروغ و افترا بستن به خدا منزه ساخته، مىگويد:
«اگر او (پيامبر) بر ما سخنى دروغ مىبست، ما او را با قدرت مىگرفتيم، سپس رگ قلبش را قطع مىكرديم.» «٣» و سرانجام به پيامبر امر مىكند كه به صراحت تمام، اعتراف كند و بگويد كه:
«من نمىتوانم از پيش خود آن را (قرآن را) تغيير دهم و من جز از وحيى كه به من مىشود متابعت نمىكنم.» «٤» ٣- مقايسه بين آيات خود اين سوره (سوره نجم) نيز دلالت بر افسانه و جعلى بودن اين نقل دارد. زيرا بلافاصله پس از سخنان باطلى كه در تمجيد بتها به پيامبر صلى الله عليه و آله نسبت دادهاند، آياتى وجود دارد كه اعتقاد زشت مشركان در مورد اين بتها را مردود مىشمارد.
آنها بتها را مظهر و مجسمه ارباب و ملائكهاى مىپنداشتند كه دختران خدا بودند و خداوند اين اعتقاد و شفاعت آن ارباب را غير مقبول و بىاثر اعلام مىكند. با توجه به اين همه نكوهش از بتها، چگونه مشركان تعارض بين اين آيات و آن آيه شيطانى را نفهميدند