معارف قرآن (ج6)

معارف قرآن (ج6) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٦٢

من درهاى منازل شما را نبستم و درب خانه على را باز نگذاردم و من شما را از مسجد بيرون نراندم و او را در مسجد ساكن نساختم (بلكه آنچه بود وحى الهى بود) بعد آيات سوره نجم (همين آيات مورد بحث) را براى مردم خواند. «١» دليل حقانيّت تمام سخنان آن حضرت نيز كه- خود بدان اشاره كرده‌اند- از همين ناشى مى‌شود كه سخنان آن حضرت، ريشه در وحى الهى داشته است و ايشان هيچ‌گاه در اثر محبّت و يا خشم و غضب از جاده حق منحرف نشده و سخنى مخالف حق بر زبان جارى نكرده‌اند.
عبدالله بن عمروعاص گويد: من هر سخنى را از پيامبر مى‌شنيدم مى‌نوشتم. گروهى از قريش به اين استدلال كه پيامبر نيز بشر است و خوشحال يا غضبناك مى‌گردد (و در اثر خشم و محبت سخنانى مى‌گويد) مرا از نوشتن منع مى‌كردند. من نيز از نوشتن خودارى كردم و مطلب را به عرض رسول خدا صلى الله عليه و آله رساندم. حضرت با انگشت به دهانش اشاره كرد و فرمود: سوگند به آن كسى كه جانم در دست اوست، از اينجا جز حق خارج نمى‌شود. «٢» البته ناگفته نماند كه در مورد مسائل حكومتى سخنان ايشان دو گونه بود. گاهى آن حضرت تصريح مى‌كرد كه اين دستور و عمل از جانب خداست مثل حركت ايشان به سوى ميدان بدر؛ و گاهى تصريح مى‌كرد كه از جانب خدا نيست و يا طلب مشورت مى‌كرد، در اين موارد عمل ايشان به مقتضاى وظيفه ولايتى بود كه بر عهده داشت. مثلًا در جنگها، گاهى پيامبر در جايى فرود مى‌آمد و اصحاب از آن حضرت سؤال مى‌كردند كه آيا فرود در اين مكان مطابق وحى است، رسول خدا (ص) مى‌فرمود: نه، مى‌توان در اين مورد نظر داد و آنان نظر خود را مطرح مى‌كردند.
پس خلاصه اينكه، آن حضرت هيچ‌گاه از روى هوى‌ سخن نمى‌گفت و آنچه مى‌فرمود ريشه در وحى الهى داشت و تنها در مسائل حكومتى گاهى نظر خود را مطرح مى‌كرد و از اصحاب نظر مى‌خواست و احياناً نظر خويش را رها مى‌نمود و به نظر آنان عمل مى‌كرد. البته ناگفته نماند سخنانى كه در زندگى خصوصى خويش با ديگران مطرح‌