معارف قرآن (ج6) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٩٣
مِنْكُمْ وَ مَمَّا تَعْبُدوُنَ مِنْ دوُنِ اللَّهِ كَفَرْنابِكُمْ وَ بَدَا بَيْنَنا وَ بَيْنَكُمُ الْعَداوَةُ وَ الْبَغْضاءُ ابَداً حَتَّى تُؤْمِنوُا بِاللَّهِ وَحْدَهُ الَّا قَوْلَ ابْراهيمَ لِابيهِ لَأَسْتَغْفِرَنَّ لَكَ وَ مَآ امْلِكُ لَكَ مِنَ اللَّهِ مِنْ شَىْءٍ رَبَّنا عَلَيْكَ تَوَكَّلْنا وَ الَيْكَ انَبْنا وَ الَيْكَ الَمصيرُ» «١» براى شما الگوى خوبى در ابراهيم و كسانى كه با او بودند وجود داشت، چون به قوم خود گفتند ما از شما و آنچه به جاى خدا مىپرستيد، بيزاريم، به شما كافريم و ميان ما و شما دشمنى و كينه آشكار گشته تا زمانى كه به خداى يگانه ايمان آوريد، جز آن سخن ابراهيم كه به پدرش (عمويش) گفت كه من فقط مىتوانم از خدا برايت طلب مغفرت كنم و از ناحيه خدا هيچ كار ديگرى نمىتوانم انجام دهم، پروردگارا بر تو توكل كرديم و به سوى تو بازگشتيم و هر فرجامى به سوى توست.
شأن نزول در سال هشتم هجرى زمانى كه رسول اكرم صلى الله عليه و آله در تدارك حمله به شهر مكه بود، يكى از مسلمانان به نام حاطب بن ابى بلتعه، بر اثر سادهانديشى، نامهاى به قريش نوشت تا آنان را از حمله قريبالوقوع مسلمانان آگاه سازد، او نامه را به زنى به نام «ساره» داد تا به اهل مكه تحويل دهد. رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم توسط وحى از اين جريان اطلاع پيدا كرد و حضرت على عليه السلام و چند نفر ديگر را مأمور كرد تا ساره را تعقيب كرده نامه را از او گرفتند. پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم سپس حاطب را مورد مؤاخذه قرار داد، او در مقام عذرخواهى عرضه داشت: به خدا سوگند از آن روزى كه اسلام را پذيرفتهام لحظهاى كافر نشده و هرگز خيانت نكردهام و نوشتن اين نامه هم بدين جهت بود كه منّتى بر مشركان مكّه داشته باشم تا به خانواده من كه در مكه هستند آزار و اذيت نرسانند و يقين داشتم كه خداوند سرانجام، آنان را گرفتار شكست مىكند و نامه من براى آنان سودى ندارد. چون حاطب، مؤمن و از شركت كنندگان در جنگ بدر بود، پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم عذر او را پذيرفت. آنگاه آيات اوّل سوره ممتحنه (از جمله آيه فوق) نازل شد و آنان را از ارتباط دوستانه و صميمى با مشركان و دشمنان خدا منع كرد و ابراهيم عليه السلام و يارانش را به عنوان