معارف قرآن (ج6) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٦٨
ديگر معجزه هم امرى است خارقالعاده و وقوع حوادث خارقالعاده نيز ممكن است و به نظر معتقدان به اين واقعه، جزو معجزات نبىاكرم صلى الله عليه و آله مىباشد. «١» فخر رازى از مفسران بزرگ اهلسنّت نيز شبيه به اين استدلال را در كتاب خود ذكر كرده است. «٢» ناقه صالح «انَّا مُرْسِلوُا النَّاقَةِ فِتْنَةً لَهُمْ فَأَرْتَقِبْهُمْ وَاصْطَبِرْ وَ نَبِّئْهُمْ انَّ الْماءَ قِسْمَةٌ بَيْنَهُمْ كُلُّ شُرْبٍ مُخْتَضَرٌ فَنادَوْا صَاحِبَهُمْ فَتَعاطَى فَعَقَرَ فَكَيْفَ كانَ عَذابى وَنُذُرِ.» «٣» ما ناقه را براى آزمايش آنها مىفرستيم، در انتظار پايان كار آنها باش و صبر كن و به آنها خبر ده كه آب (قريه) بايد در ميان آنها تقسيم شود (يك روز سهم ناقه و يك روز سهم آنها) و هر يك در نوبت خود بايد حاضر شوند. آنها دوست خود را صدا زدند، او به سراغ اين كار آمد و (ناقه را) پى كرد (اكنون بنگريد) عذاب و انذارهاى من چگونه بود! سرگذشت قوم ثمود قوم ثمود از اقوام عرب بودند كه در وادى القرى، بين مدينه و شام (شمال حجاز) مىزيسته و مشغول كشاورزى و باغدارى بودند. آنان بتپرست بودند و خداوند حضرت صالح عليه السلام را براى هدايتشان مبعوث نمود؛ جز اندكى به او ايمان نياورده و او را ساحر و سفيه ناميدند. آنها از صالح خواستند تا براى نشان دادن راستى ادعايش از دل كوه ماده شترى بيرون آورد. خداوند اين معجزه را به او عطا كرد و دستور داد كه مردم نبايد مزاحم آن بشوند و آب آن قريه بين آنها و اين ناقه تقسيم شود. لكن آن قوم كافر يكى از بدترين افراد خود را انتخاب كرده و او اين شترِ ماده را كه معجزه الهى و دليل نبوّت صالح بود، كشت و پس از آن، خداوند طبق وعدهاى كه پيشتر داده بود، آنها را به وسيله صاعقهاى سهمگين هلاك كرد. «٤»