معارف قرآن (ج6) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٤٤
استقامت مىكنند. اين صبر به صورت مطلق ذكر شده و همه اقسام صبر، يعنى صبر در طاعت، صبر از معصيت و صبر در مصيبت را فرا مىگيرد.
سفارش به حق و سفارش به صبر خود از مصاديق عمل صالح است و ذكر آن به صورت جداگانه براى تأكيد و نشان دادن اهميت اين دو امر مىباشد، چنانكه توصيه به صبر نيز زير مجموعه توصيه به حق است و براى تأكيد مجدّد آمده است. «١» واى بر عيبجويان «وَيْلٌ لِكُلِّ هُمَزَةٍ لُمَزَةٍ» «٢» واى بر هر طعنه زننده عيبجوى.
«وَيْل» به معناى نفرين و طلب هلاكت و نابودى در دنيا و عذاب در آخرت است «٣» و هم بنابر روايات نام چاهى است در جهنم. «٤» «هُمَزَه» صيغه مبالغه از مصدر «هَمْز» به معناى فشار دادن «٥» يا شكستن است و به كسى كه عيب جويى و طعنه زدن عادت او شده، اطلاق مىشود؛ زيرا او با طعنه زدن و عيب جويى شخصيت افراد را مىشكند. «٦» «لُمَزَه» نيز صيغه مبالغه از مصدر «لَمْز» به معناى كسى است كه غيبت كردن وعيبجويى عادت او شده است. «٧» در مورد تفاوت معناى لغوى و تفسيرى اين دو كلمه، نظريههايى داده شده است. بعضى «هُمَزَه» را به معناى غيبت و افشاى عيوب ديگران پشت سر آنان و «لُمَزَه» را به معناى عيبجويى از ديگران در حضور خودشان دانستهاند و بعضى «هُمَزَه» را به معناى آزار دادن همنشينان با مسخره كردن و طعنه زدن و «لُمَزَه» را به معناى آزردن آنها با حركات تحقيرآميز سر و چشم و دست دانستهاند و