معارف قرآن (ج6)

معارف قرآن (ج6) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٣٨

پس از قسم به نفس و خالق آن، يك مطلب بسيار مهم را مطرح كرده و مى‌فرمايد:
خداوند، فجور و تقوا را به نفس الهام كرده است. كلمه فجور به معناى دريدن پرده حرمت دين است و تقوا به معناى آن است كه انسان خود را از آنچه مى‌ترسد در حفاظى قرار دهد. «١» پس مفهوم آيه اين است كه خداوند به انسان آگاهى داده و شناخت اعمال خوب و بد و قدرت تشخيص آنها از همديگر را به طور فطرى در نهاد او قرار داده است.
اين الهام فجور و تقوا همان عقلِ عملى است. «٢» به عبارت ديگر همان عقلى است كه به تعبير روايات، خداوند به وسيله آن پرستش مى‌شود و سبب نيل به بهشت مى‌گردد؛ «٣» زيرا اگر به مقتضاى عقل عمل شود، انسان خوبيها و بديها را مى‌شناسد و از پيمودن بيراهه‌ها و كجراهه‌ها دور مى‌ماند.
خداوند متعال در آيه ديگرى نيز به همين حقيقت اشاره كرده و فرموده است:
«وَ هَدَيْنَاهُ النَّجْدَيْنِ» «٤» و ما دو راه (خير و شرّ) را به انسان ياد داديم.
البته اگر آدمى به نداى باطنى‌اش توجه ننموده و بر خلاف آن حركت كند و در انجام گناهان و زشتيها افراط نموده و با غبارهاى تكذيب و انكار روى فطرت را بپوشاند، قدرت تشخيص خوبيها از بديها را از دست مى‌دهد و چه بسا اعمال خوب را زشت و اعمال زشت را نيكو مى‌بيند.
براى نجات از گرفتار شدن به اين حالت بايد تقواى الهى را رعايت نمود و از خداوند نيز هدايت مستمر را خواستار شد. همانگونه كه پيشوايان دينى ما با كمال روشنى فطرت و برطرف بودن حجابها، باز از خداوند در خواست الهام خوبيها را مى‌نمودند و در دعاهاى خود از او مى‌خواستند كه:
الهى‌ وَ الْهِمْنَا طاعَتَكَ وَ الْعَمَلَ بِما يُرْضيكَ ...» «٥» خداوندا، اطاعت كردن از خودت و عملى را كه مورد رضايت تواست به ما الهام نما.