معارف قرآن (ج6)

معارف قرآن (ج6) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٦٤

الف- از نظر عقلى:
١- اين داستان يا معصوم بودن پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله به ويژه، عصمت در ابلاغ وحى، منافات دارد «١» و معصوم بودن پيامبر صلى الله عليه و آله در گرفتن و ابلاغ وحى، لازمه نبوت و مورد اتفاق همه علماست و جاى هيچ گونه شك و ترديدى در آن نيست.
٢- با پذيرش اين داستان، زشت‌ترين مراحل جهل به پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله نسبت داده شده، زيرا به پيامبر نسبت مى‌دهد كه نمى‌دانسته اين جملات كلام خدا نيست و جبرئيل نياورده و نمى‌دانسته كه اين كلام كفر صريح و موجب ارتداد از دين مى‌شود. علاوه آنكه نسبت مى‌دهد هنگامى كه آنان را براى جبرئيل بازگو مى‌كرد باز متوجه اشتباه خود نشده بود؛ و بديهى است كه ادله قطعى بر عصمت انبيا اين نسبتها را تكذيب مى‌كند.
٣- با قبول اين داستان، وثوق و اعتماد از كتاب خدا از بين مى‌رود و در هر جاى اين كتاب، شك و ترديد راه مى‌يابد؛ و بدين گونه اطمينان و اعتماد به آسمانى بودن قرآن سلب مى‌شود. «٢» ٤- سيره مستمر پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله در مبارزه با شرك و همچنين مقاومت آن حضرت در راه مبارزه با بتها و بت‌پرستى به حدى بود كه جايى براى قبول اين داستان نمى‌ماند.
ب- از ديدگاه قرآن:
آيات فراوانى از قرآن كريم در ردّ داستان مزبور مورد استناد شيعه و سنى قرار گرفته است، از جمله:
١- آياتى كه عصمت پيامبران و رسول خدا صلى الله عليه و آله را در ابلاغ وحى الهى متذكر مى‌شود و ورود هرگونه القائات شيطانى را در آن نفى مى‌كند. مانند:
«عالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلى‌ غَيْبِهِ احَداً الَّا مَنِ ارْتَضى‌ مِنْ رَّسوُلٍ فَانَّهُ يَسْلُكُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ رَصَداً لِيَعْلَمَ انْ قَدْ ابْلَغوُا رِسالاتِ رَبِّهِمْ وَاحاطَ بِما