معارف قرآن (ج6) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٩
ديگر را فراهم مىآورد و اين تسخير كه از روى حكمت الهى و مايه قوام حيات اجتماعى است، سبب تنظيم امور در جامعه بشرى مىگردد.
معنا و فلسفه تسخير زندگى بشر اجتماعى است و اداره آن جز از راه تعاون و خدمت متقابل امكانپذير نيست. هرگاه همه مردم از نظر زندگى، استعداد و مقام اجتماعى در يك سطح باشند بنيان خدمت متقابل مردم به يكديگر متزلزل مىشود. پس وجود تفاوتها بين افراد جامعه و در نتيجه تسخير يكديگر امرى ضرورى است؛ البته تسخير در اين جا يك طرفى نيست كه گروه خاصى گروه ديگرى را براى هميشه مُسخّر خود سازند و به صورت ظالمانه از آنها بهرهكشى كنند، بلكه مقصود، استخدام عمومى مردم نسبت به يكديگر و تسخير طرفينى «١» است يعنى افراد يك جامعه از استعداد، ذوقها و امكانات خاص همديگر بهره مىگيرند. پس تسخير به معناى بهرهگيرى از استعدادهاى يكديگر و همكارى و تعاون است نه استثمار و بهرهكشى برخى از برخى ديگر.
تسخير و استخدام متقابل چون خدمات متقابل دستگاه تنّفس، گردش خون و ساير ارگانهاى بدن است كه در شعاع فعاليتّهاى داخل در خدمت همديگرند و اين نوع تسخير هرگز اشكال ندارد «٢» بلكه بدون اين شيوه كار مردم اصلاح نمىشود چنانكه امام على عليه السلام مىفرمايد:
«وَ اعْلَمْ انَّ الرَّعِيَّةَ طَبَقْاتٌ لا يَصْلُحُ بَعْضُها الَّا بِبَعْضٍ وَ لا غِنى بِبَعْضِها عَنْ بَعْضٍ» «٣» بدان كه شهروندان طبقات مختلفاند كه امور بعضى جز با بعضى ديگر اصلاح نمىيابد و آنان از همديگر بىنياز نيستند.