معارف قرآن (ج6) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٦٦
و تنها به آن تعريف دلخوش كردند معارف قرآن (ج٦) كد ٤/٢٣٣ ٧٦ مصائب و بلايا ص : ٧٥ و اين همه نكوهش را ناديده گرفته و هيچ گونه اعتراضى به پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله ننمودند.
از اينجا معلوم مىشود كه هرگز اين آيات شيطانى بر زبان رسول خدا جارى نشده و چنين واقعهاى در خارج اتفاق نيفتاده و اين نقل ساخته و پرداخته دشمنان اسلام است و متأسفانه برخى عالمان سنى نيز ناآگاهانه به نقل اين روايت جعلى پرداختهاند. «١» ج- از نظر روايت و تاريخ:
با تحقيق در آثار روايى و تاريخى مسلمانان معلوم مىشود كه در قرون اول اسلامى، خبرى از افسانه غرانيق نبوده است. ابن اسحاق (م ١٥٠ ه. ق) و بخارى و مسلم در كتابهاى تاريخى و روايى خود، آن را نياوردهاند. نخستين بار ابن سعد (م ٢٣٠ ه. ق) و طبرى (م ٣١٠ ه. ق) اين داستان را نقل كردهاند. شخصى كه اين افسانه از او نقل شده، محمد بن كعب قرظى است كه از قبيله بنى قريظه است و در زمان پيامبر صلى الله عليه و آله متولد نشده بوده و بقيّه راويان نيز شاهد ماجرا نبوده و در حيات پيامبر صلى الله عليه و آله حضور نداشتهاند. با اين اوصاف، ساختگى بودن افسانه غرانيق بديهى است. «٢» شقّالقمر «اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ وَ انْشَقَّ الْقَمَرُ وَ انْ يَرَوُا ايَةً يُعْرِضوُا وَ يَقوُلوُا سِحْرٌ مُسْتَمِرٌ». «٣» قيامت نزديك شد و ماه از هم شكافت! و هرگاه نشانه و معجزهاى را ببينند روى گردانده، مىگويند: «اين سحرى مستمر است!» اين آيات اشاره به معجزهاى ديگر از معجزات پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله دارد و آن دو نيم شدن