معارف قرآن (ج6) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١١٦
(حضرت نوح عليه السلام) گفت پروردگارا، من قوم خود را شب و روز دعوت كردم، اما دعوت من چيزى جز فرار از حق بر آنها نيفزود و من هر زمان آنها را دعوت كردم كه (ايمان بياورند و) آنها را بيامرزى انگشتان خويش را در گوشها قرار داده و لباسهايشان را بر خود پيچيدند و در مخالفت اصرار كردند و به شدّت، استكبار (بزرگى طلبى) ورزيدند. پ معارف قرآن (ج٦) كد ٤/٢٣٣ ١٢٧ معارفى از جزء سىام ص : ١٢٧ س من آنها را با صداى بلند (به توحيد و بندگى تو) دعوت كردم، سپس آنها را آشكار و علنى و در خلوت و پنهانى خواندم (ولى به هيچ وجه اثرى نكرد).
جايگاه تبليغ در اسلام قرآن به حكم اينكه قائل به وجود فطرت در درون همه انسانها، حتى انسانهاى مسخ شدهاى، همچون فرعون است براى همه قرار گرفتن در جهت حق و حقيقت را ممكن مىداند گر چه امكان وقوع آن براى عدهاى ضعيف باشد.
براى برطرف شدن پردههاى غفلت و جهالت از روى فطرتِ محجوبِ انسان، تبليغ، نقش اساسى را بر عهده دارد و بايد براى آن برنامهريزى و سرمايهگذارى كرد. به همين جهت، انبياى الهى بيشترين همت خود را صرف تبليغ دين خدا مىكردند. قرآن در موارد فراوان به دعوت آنان و شيوه تبليغشان اشاره كرده كه از آن جمله، دعوت و تبليغ حضرت نوح عليه السلام در آيات ياد شده است.
درسهايى براى مبلّغان در اين آيات براى كسانى كه هدفشان تبليغ دين الهى مىباشد، درسهايى بسيار سازندهاى وجود دارد كه به آنها اشاره مىكنيم:
١- تقدم جنبه انذارى دعوت «١»: در دعوت افراد به يك آيين الهى، تبشير (بشارت دادن) و انذار (ترساندن از عذاب الهى) لازم است و خداوند، پيامبرانِ خود را به هر دو مأمور كرده است، اما توجه به اين نكته ضرورى است كه بشر، به طور معمول غرق در