معارف قرآن (ج6) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١١٥
على بن ابى طالب عليه السلام به شكلهاى مختلف در بين مشركان و منافقان در مكه و سپس در مدينه نمايان گشت. هر گاه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم در مقاطع مختلف تصميم به آشكار ساختن و اعلان صريح اين مطلب مىگرفت، با ايجاد سر و صدا و به هر شكل ممكن، مانع مىشدند، تا اينكه در جريان غدير خم، خداوند وعده حفظ پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم از شرّ منافقان و جلوگيرى از شرارت آنان را داد و فرمود:
«وَاللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ» «١» خداوند تو را از شرّ مردم نگاه مىدارد.
رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم با صراحت كامل حضرت على عليه السلام را به همگان معرفى كرد. برخى از مخالفان، در ظاهر، اين مسأله را تحمل كردند ولى در باطن در پى فرصت بودند، برخى نيز چون جابر بن نضر، تاب نياوردند و زبان به اعتراض گشودند.
برخى از مفسران «٢» نزول آيه ٣٣ سوره انفال را نيز در اين باره دانسته و گفتهاند: آن آيه نقل سخن همين شخص است كه گفت:
«وَ اذْ قالُوا الّلهُمَّ انْ كانَ هذا هُوَ الْحَقَّ مِنْ عِنْدِكَ فَأمْطِرْ عَلَيْنا حِجارَةً مِنَ السَّماءِ اوِ ائْتِنا بِعَذابٍ اليمٍ» خدايا، اگر اين مسأله (جانشينى حضرت على عليه السلام) از جانب تو و حق است. از آسمان سنگ بر ما ببار يا عذاب دردآورى بر ما بفرست.
هدايتگر نستوه «قالَ رَبِّ انّى دَعَوْتُ قَومى لَيْلًا وَ نَهاراً فَلَمْ يَزِدْهُمْ دُعائى الَّا فِراراً وَانّى كُلَّما دَعَوْتُهُمْ لِتَغْفِرَ لَهُمْ جَعَلوُا اصابِعْهُمْ فى آذانِهِمْ وَ اسْتَغْشَوا ثِيَابَهُمْ وَ اصَروُّا وَ اسْتَكْبَروُا استِكْباراً ثُمَّ انّى دَعَوْتُهُمْ جِهارًا ثُمَّ انّى اعْلَنْتُ لَهُمْ وَ اسْرَرْتَ لَهُمْ اسْراراً» «٣»