معارف قرآن (ج6)

معارف قرآن (ج6) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٩٤

اسوه برائت از كافران به آنها معرفى نمود. «١» برائت از كافران‌ حضرت ابراهيم عليه السلام و يارانش، به عنوان الگوى مؤمنان در بيزارى جستن از مشركان معرفى شده‌اند. آنها هم قلبهايشان از مشركان بيزار و مملو از كينه و بغض گرديد (بَدَا بَيْنَنا وَ بَيْنَكُمُ الْعَداوَةُ وَ الْبَغْضاءُ) و هم با زبان اين عداوت و دشمنى را به آنان اعلام كردند (قالوُا لِقَوْمِهِمْ ...) و هم در عمل از آنان بريدند و مرام و منش آنان را انكار كرده و رد نمودند (كَفَرْنابِكُمْ).
بنابراين برائتِ كامل آن است كه در سه مرحله قلب، زبان و عمل ظهور داشته باشد و اگر مسلمان تنها به يك يا دو مرحله از اين مراحل سه گانه اكتفا كند در برائت ناقص است و به اسوه برائت يعنى ابراهيم عليه السلام و يارانش به طور كامل اقتدا نكرده است.
وعده حضرت ابراهيم عليه السلام‌ ممكن است گمان شود كه وعده حضرت ابراهيم عليه السلام به عمويش و استغفار آن حضرت براى وى، استثنايى از حكم برائت است. به اين معنا كه حضرت ابراهيم وياران وى الگوى برائت معرفى شده‌اند ولى اين عمل حضرت ابراهيم عليه السلام استثنا شده و نمى‌تواند الگو باشد، امّا دقت در اين آيه و آيات ديگرى كه در اين رابطه هستند، خلاف اين معنا را مى‌رساند. اين آيه مى‌فرمايد كه حضرت ابراهيم عليه السلام و يارانش به همه مشركان اعلام بيزارى و دشمنى كرد و بغض آنان را به دل گرفتند و با آنان به طور كامل قطع رابطه كردند جز اينكه حضرت ابراهيم در آن مرحله با عمويش به طور كلى قطع رابطه نكرد.
ايشان وقتى دعوت خويش را ابلاغ كرد و با استدلال عقيده‌آنان را باطل كرد و اصرار آنان را بر بت پرستى ديد از آنان و خدايان دروغينشان دورى جست، ولى از آنجا كه به ايمان آوردن عمويش هنوزاميدوار بود، فقط به وى وعده طلب آمرزش داد تا شايد قلبش را به ايمان متمايل كند، امّا پس از آنكه برايش روشن و قطعى شد كه كفر در قلب عمويش‌