معارف قرآن (ج6) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤٩
شديد و رابطه تنگاتنگ در قالب وابستگيهايى نظير: دريا و قطرههايش، گل و برگهايش، جسم و سايهاش، دريا و امواجش، گل و عطرافشانىاش بيان شده، «١» ولى هيچ يك از آنها نمىتواند به درستى بيانگر نوع ارتباط خدا با جهان و انسان باشد و خود قرآن كه نزديك بودن خدا به انسان را نزديكى از شاهرگ و شريان قلب به انسان نزديكتر مىخواند براى تقريب ذهن است و گرنه قرب خدا از آن بالاتر و برتر است. علّامه طباطبائى (ره) در اين باره مىنويسد:
جمله «نَحْنُ اقْرَبُ الَيْه مِنْ حَبْلِ الْوَريد» مىخواهد مقصود را با عبارتى ساده و همه كس فهم ادا كند وگرنه مسأله نزديكى خدا به انسان مهمتر از آن و خداى سبحان بزرگتر از آن است؛ چرا كه خداوند كسى است كه نفس آدمى را آفريد و آثارى براى آن قرار داده است.
او بين انسان و نفسش و بين او و افعالش واسطه، و حتى از خود انسان به وى نزديكتر است و چون اين مطلب، مهم و تصوّرش براى مردم دشوار است آن را در حدّاقلّ عبارت ممكن بيان كرده و فرموده: «ما از رگ وريد او به او نزديكتريم» و يا در جاى ديگر قريب به اين معنا را آورده و فرموده: «انَّ اللَّهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَ قَلْبِهِ» «٢» خدا بين انسان و قلبش واسطه و حائل مىشود. «٣» مراقبان الهى «اذْ يَتَلَقَّى الْمُتَلَقِّيانِ عَنِ الَيمينِ وَ عَنِ الشِّمالِ قَعيدٌ ما يَلفِظُ مِنْ قَوْلٍ الَّا لَدَيْهِ رَقيبٌ عَتيدٌ.» «٤» هنگامى كه آن دو فرشته گيرنده در جانب راست و چپ او نشستهاند و هر چيز را مىگيرند. هيچ سخنى نمىگويد مگر اينكه در كنار او مراقبى حاضر است.
مقصود آيه اين است كه خداوند علاوه بر علمى كه بدون وساطت فرشتهها و هر واسطه