معارف قرآن (ج6) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤٦
ديگران هيچ منّتى بر خدا يا رسول او ندارند. زيرا زمانى منّتگذارى شخصى بر ديگرى صحيح است كه اوّلًا نعمتى به او اهدا كند و ثانياً خود از اين اهدا هيچگونه سودى نبرد.
همانگونه كه نعم معارف قرآن (ج٦) كد ٤/٢٣٣ ٥٥ تمثيلى يقينآور ص : ٥٥ تهاى الهى بر بندگان همه از اين قبيل است و خداوند غنى و بىنياز بوده و از بخشش اين همه نعمت به بندگان سودى عايدش نمىشود. با اين بيان وجه عدم صحت منّتگذارى بندگان خدا و رسولش (ص) نيز مشخص گرديد: زيرا اول اينكه آنها هيچ نعمتى از ناحيه خودشان ندارند بلكه همه امكاناتى را كه در دست دارند از آن خداست، دوم اينكه با ايمان آوردن يا انجام اعمال صالح همه نفع آن به جيب خودشان مىرود؛ پس جاى هيچگونه منّتگذارى باقى نمىماند. اشتباه كسانى نيز كه آيه در صدد مذمت آنهاست همين بوده كه گمان مىكردند اسلام آوردن آنها سودى براى خدا و يا رسول او دارد در حالى كه پيامبر گرامى اسلام، تنها موظف به ابلاغ رسالت خويش بوده و آن را به بهترين وجه انجام داده و زيادى يا كمى همراهان او برايش تفاوتى نداشته و متضمن سود شخصى نبوده است.
اما اگر اين مسلمانان واقع بينانه مىنگريستند مىديدند كه منّت از آن خداست كه آنان را هدايت نموده و به اسلام رهنمون ساخته و توفيق انجام اعمال صالح داده است.
چنانكه قرآن پيرامون بعثت پيامبر مىفرمايد:
«لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَىَ الْمُؤْمِنينَ اذْ بَعَثَ فيهِمْ رَسُولًا مِنْ انْفُسِهِمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِهِ وَ يُزَكّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ انْ كانُوا مِنْ قَبْلُ لَفى ضَلالٍ مُبينٍ» «١» خداوند بر مؤمنان منّت نهاد [نعمت بزرگى بخشيد] چون در ميان آنها، پيامبرى از خودشان برانگيخت؛ كه آيات او را بر آنها بخواند، و آنها را پاك كند و كتاب و حكمت بياموزد؛ هر چند پيش از آن، در گمراهى آشكارى بودند.
منّتگذارى به خاطر هدايت به ايمان يكى از نكات ظريف اين آيه اين است كه خداوند در پاسخ آنان كه اسلام آورد نشان