معارف قرآن (ج6) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٩
كاملًا زمينگير شده شكست بخورد. اگر در مراحلى از عمليّات مىتوانند تعدادى از دشمن را به اسارت گيرند، نبايد هدف اصلى را فراموش كرده و به اسير گرفتن بپردازند.
فلسفه اين حكم قرآنى را با توجه به موارد زير مىتوان توضيح داد:
١- دستگيرى اسرا و انتقال آنها به جاى امن و دور از آتش جنگ، نياز به نيروى اضافى دارد و به ناچار گروهى بايد به اين مهّم بپردازند. در اين صورت انسجام نيرو شكسته مىشود و از قدرت تهاجمى رزمندگان كاسته مىگردد.
٢- اسير گرفتن تعدادى از افراد دشمن، در مواردى ممكن است در نيروهاى رزمنده عجب و غرور ايجاد كند و خود را فاتح و پيروز تلقى كنند و اين خود، يكى از عوامل معنوى شكست محسوب مىشود.
٣- اسيرگيرى بدون تثبيت موضع و تسلط كامل بر دشمن، ممكن است طمعى در دل برخى بيفكند و اهداف مالى را دنبال كنند و مقصد و مقصود اصلى را فراموش بنمايند و در استمرار حملات سستى ورزند.
٤- چه بسا اسيرگيرى در شرايطى، خواستِ باطنى دشمن، يعنى توطئه باشد. به همين جهت در نقطهاى از جبهه عدهّاى به عمد سستى ورزند تا به اسارت درآيند و از اين راه گروهى از رزمندگان را به خود مشغول سازند تا از ضربات پى در پى آنان بكاهند و در نقطهاى ديگر توان دفاعى خود را بيفزايند و ضربههاى سختى بر نيروهاى اسلام وارد آورند.
دو نكته مهم:
١- اين حكم نه اختصاص به زمان پيامبر اسلام دارد و نه مشروط به حضور امام عليه السلام است. بلكه در هر عصرى رهبران دينى و فرماندهان اسلام موظفند اين اصل را در جنگها اعمال نمايند.
٢- از آيه مورد بحث به ضميمه «آيه ٦٧ انفال» بر مىآيد كه سرپيچى از اين حكم موجب توبيخ شديد است. «١»