معارف قرآن (ج6)

معارف قرآن (ج6) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٤٦

چون خود را ثروتمند و مستغنى مى‌يابند دچار استكبار و خود برتر بينى شده و فقرا و ضعفاى با ايمان و داراى فضائل اخلاقى در نگاهشان خوار و پست جلوه مى‌كنند.
از طرف ديگر چون هيچ فضيلت و كرامتى در خود نمى‌يابند كه آنان را برتر جلوه دهد به انكار فضايل، طعنه زدن، عيب جستن و وصله چسباندن به ديگران رو مى‌آورند تا آنان را بشكنند و خود را برتر جلوه دهند.
از نگاه اين توانگران مترف، فضايل اعتقادى، اخلاقى و عملى ارزش و اعتبارى ندارد و تنگدستى، گمنامى، كوخ‌نشينى و ... ننگ و عيب است و مال و ثروت ملاك كرامت و فضيلت مى‌باشد كه آن هم در انحصار آنان است.
كوثر، عطيّه الهى‌ «انَّا اعْطَيْناكَ الْكَوثَرَ فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَانْحَرْ انَّ شانِئَكَ هُوَ الابْتَرُ» «١» ما كوثر را به تو عطا كرديم. پس براى پروردگارت نماز بخوان و نحر كن كه بدخواه تو ابتر است.
مراد از كوثر كوثر صيغه مبالغه «كثرة» و به معناى خير فراوان است كه به پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم اعطا شده و مفسران مصداقهاى فراوانى براى آن ذكر كرده‌اند، مانند نهرى در بهشت، حوضى در قيامت يا بهشت، قرآن، اصحاب و ياران آن حضرت، علماى امت و ... اما از آنجا كه در آخر سوره، دشمن پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم «ابتر» يعنى مقطوع النسل ناميده شده، معلوم مى‌شود كه منظور «كوثر» همان ذريّه فراوان است كه به پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم عطا شده است و همچنين ممكن است مراد از كوثر «خير كثير» باشد كه ذريّه فراوان نيز در اين صورت در آن نهفته شده است. «٢» شأن نزول‌ پس از آن كه قاسم و عبدالله فرزندان رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم از دنيا رفتند، عاص بن وائل‌