عوام و خواص در قرآن

عوام و خواص در قرآن - حیدری، احمد - الصفحة ٨٩

٤- گريز از عار و ملامت‌ بسيارى از خواص در فرازهاى مهم زندگى، وظيفه را تشخيص مى‌دهند و در صورت اقدام مى‌توانند تحول ساز باشند ولى خوف از ننگ و عار و رسوايى ظاهرى دنيا آنان را به تسليم، سكوت و سكون وامى‌دارد. طلحه و زبير دو نفر از خواص جامعه اسلامى هستند بلكه از اخصّ خواص هستند. بعد از شورش عليه عثمان، آنان اولين كسانى بودند كه با امام على عليه السلام بيعت كردند و بسيارى از عوام به تبعيت از آن دو با امام عليه السلام بيعت كردند. با شروع خلافت امام عليه السلام و اقدام آن بزرگوار در لغو امتيازات خواص و اجراى عدالت، طلحه و زبير احساس كردند كه شخصيتشان خرد مى‌شود و شرافتشان خدشه‌دار مى‌گردد. تساوى و برابرى برايشان عار و ننگ بود. لذا نتوانستند از اريكه عزت ظاهرى فرود آيند و بر بساط خاك با ديگر مسلمانان يكسان بنشينند. از اين رو سر ناسازگارى گرفتند و آهنگ خروج كردند. امام على عليه السلام براى آن دو نامه‌اى نوشت و با يادآورى اصرار مردم و از جمله خود آن دو نفر و استنكاف خويش از پذيرش خلافت، آنها را به وفاى بر بيعت خواند و از اختلاف و تفرقه برحذر داشت و در آخر فرمود:
«فَانَّ الْانَ اعْظَمَ امْرِكُمَا الْعارُ مِنْ قَبْلِ انْ يَتَجَمَّعَ الْعارُ وَالنَّارُ» «١» الان بزرگ‌ترين مشكل شما (براى بازگشت از راه تفرقه و اختلاف) عار و ننگ (ظاهرى) است (ولى بازگرديد) قبل از آنكه عار (واقعى) و عذاب آتش به سراغتان بيايد.
عمرو بن عبدوّد در ميدان خندق با امام على عليه السلام مواجه شد. امام‌