عوام و خواص در قرآن

عوام و خواص در قرآن - حیدری، احمد - الصفحة ٢٢

روايت شده مردى از انصار به پيامبر صلى الله عليه و آله گفت:
ما در بدر، عدّه‌اى پيرمرد را كشتيم (يعنى كار مهمّى نكرده‌ايم).
پيامبر فرمود:
آنان گروهى از بزرگان بودند كه اگر جمعشان را مى‌ديدى، خودت را در مقابلشان مى‌باختى و اگر به تو دستورى مى‌دادند (بدون چون و چرا) اطاعت مى‌كردى و شأن و كار خودت را در قبال شأن و كار آنان ناچيز مى‌شمردى «١» (و اين‌ها همه اثر هيبت آن‌ها است كه چشم و دل را پر كرده است.)
واژه «ملأ» بر خواص جبهه حق و باطل، هم چنين بر نيكوكاران و بدكاران‌شان اطلاق شده‌است كه در اين‌جا براى هر كدام نمونه‌اى ذكر مى‌كنيم:
الف ملأجبهه حق كه خوب عمل كرده‌اند، مانند خواصّ حضرت سليمان عليه السلام.
«قالَ يا ايُّهَا الْمَلَأُ ايُّكُمْ يَأْتينى‌ بِعَرْشِها» «٢» حضرت سليمان گفت: اى سران و بزرگان! كدام يك از شما تخت او را براى من مى‌آورد؟
ب- سران جبهه باطل كه خوب عمل كرده‌اند، مانند خواصّ بلقيس (ملكه سبا) كه او را مغرور نكرده و به جنگ با حضرت سليمان‌