عوام و خواص در قرآن - حیدری، احمد - الصفحة ٤٨
«اذا ضَيَّعَ الْعالِمُ عِلْمَهُ اسْتَنْكَفَ الْجاهِلُ انْ يَتَعَلَّمَ» «١» هر گاه عالم، علم خود را ضايع كند (و بدان عمل ننمايد)، جاهل از تعلّم، خوددارى مىورزد (چون با ديدن عالم بى عمل از علم زده مىشود.)
و در نقلى ديگر مىفرمايد:
«انَّما زَهَّدَ النَّاسَ فى طَلَبِ الْعِلْمِ كَثْرَةُ ما يَرَوْنَ مِنْ قِلَّةِ مَنْ عَمِلَ بِما عَلِمَ» «٢» آنچه مردم را به طلب علم بى رغبت كرده آن است كه بسيار مىبينند كه عالمانِ عامل به علم، كم هستند.
٢- تعليم عوام و بالا بردن بينش آنان ظالمان و حاكمان جور، حكومت ظالمانه خويش را بر پايههاى جهل مردم بنا كرده، استمرار آن را در جاهل ماندن آنان مىبينند. از اين رو است كه اجازه رشد فكر و انديشه را به افراد اجتماع نمىدهند.
آنان مردم را عوام و پيرو مىخواهند تا بتوانند آن طور كه منافعشان ايجاب مىكند، آنان را بچرخانند و به هر سو خواستند روانه كنند، امّا اسلام با اين مبنا به شدّت مخالف است و سخت، طالب بصيرت همگانى است: