عوام و خواص در قرآن - حیدری، احمد - الصفحة ٣٩
ويژگىهاى عوام ١- نداشتن قوّه تحليل و ژرفبينى توده مردم (عوام جامعه) به دلايل مختلف از شكوفايى فكرى برخوردار نبوده و توان فهم عمق و باطن امور را ندارند و نمىتوانند وقايع و حوادث را تجزيه و تحليل كنند و حقايق را از وراى ظواهرِ پوشاننده، بيابند.
وقتى حضرت ابراهيم عليه السلام خدايش را براى نمرود و حاضران دربار او چنين وصف كرد: «رَبِّىَ الَّذى يُحْيى وَ يُميتُ» «١» (پروردگار من آن است كه زنده مىكند و مىميراند.) نمرود نيز خود را زنده كننده و ميراننده دانست و دستور كشتن و آزاد كردن دو زندانى را داد تا ميراننده يكى و زنده كننده ديگرى باشد. در اين جا توده و عوام مردم نتوانستند بطلان ادّعاى نمرود را بفهمند و از اين رو حضرت اين حجّت را رها كرد و حجتى آشكار و ملموستر آورد كه براى عوام قابل فهم باشد و فرمود:
« عوام و خواص در قرآن ٥٢ ٣ - امر به معروف و نهى از منكر ص : ٥٠ «انَّ اللَّهَ يَأْتى بِالشَّمْسِ مِنَ الْمَشْرِقِ فَأْتِ بِها مِنَ الْمَغْرِبِ» «٢» خداوند، خورشيد را از مشرق برمىآورد؛ پس تو- اگر خدايى- آن را از مغرب برآور.
اصولًا همه پيامبران در ابتداى امر با حجّت و استدلال عقلى براى هدايت مردم گام پيش مىنهادند و آن گاه كه سردمداران كفر در مقابل استدلالهاى متين آنها به خيال بافى و عوام فريبى متوسّل مىشدند و