عوام و خواص در قرآن

عوام و خواص در قرآن - حیدری، احمد - الصفحة ٨٨

كرد و بين مهاجر و انصار، سابق و لاحق، سياه و سفيد و عرب و عجم فرق نگذاشت. از اين رو در همان روز دوم يا سوم، گروهى از خواص سرشناس مثل طلحه، زبير، مروان، سعيد بن عاص، عبدالله بن زبير و جماعتى ديگر، از امام بر حق و خليفه رسول خدا كناره گرفتند. بهانه اصلى آنها اين بود كه شما در تقسيم بيت‌المال شرافت و سابقه ما را لحاظ نمى‌كنيد و به فاضل و دانى يكسان سهم مى‌دهيد. امام عليه السلام نيز از آنان اقرار گرفت كه تقسيم بالسويه دستور كتاب خدا و سنت و سيره رسول خدا صلى الله عليه و آله بوده است. با اين وجود آنها راه مخالفت پيش گرفتند.
سپس ابن ابى الحديد به تحليل اين واقعه مى‌پردازد كه: مگر خليفه اول هم مانند رسول خدا صلى الله عليه و آله در تقسيم بيت‌المال بالسويه عمل نكرد؟ پس چرا بر او خرده نگرفتند ولى بر على عليه السلام ايراد گرفتند و با او منازعه كردند؟ بعد جواب مى‌دهد:
دوران خلافت ابوبكر بلافاصله بعد از دوران رسالت بود و مردم جز آن نحو قسمت كردن را انتظار نداشتند ولى وقتى عمر خلافت را به عهده گرفت، در تقسيم بيت‌المال شرافت و سابقه را لحاظ كرد و به علت طولانى بودن دوران خلافت عمر و بعد از آن عثمان، مردم به اين نوع تقسيم عادت كردند و از آنجا كه اين روش به سود خواص بود، از آن راضى بودند و كم كم دلهاشان مالامال از حب مال و جاه گشت تا آن‌گاه كه بعد از مدتى طولانى به يكباره ورق برگشت، نتوانستند دل از دنيا بكنند و حق را با تلخى‌اش بپذيرند و شد آن چه كه شد.» «١»