عوام و خواص در قرآن - حیدری، احمد - الصفحة ٣٦
ظاهر ساخت. از جمله وقتى كه بتها را شكست، با قرار دادن تبر بر گردن بت بزرگ، اعتراض كنندگان را به آن حواله داد و گفت: اگر اين خدايانتان مىتوانند با شما تكلّم كنند و جواب شما را بگويند و سخن شما را بشنوند، از آن بت بزرگ بپرسيد! در اين لحظه نمروديان به جهالت و گمراهى خود متنبه شدند و در ضمير خويش، خود را محكوم كردند و ظالم شمردند. امّا براى اين كه وجهه عمومى خود را از دست ندهند، فورى شخصيت خود را معكوس كرده، حقّى را كه در وجودشان اوج گرفته بود، به زير انداختند و با مجادله و عوام فريبى، عوام را به دفاع از بتها خواندند.
با اين كه محاكمه ابراهيم، مقابل چشمان عامّه مردم بود «١»، آنان نتوانستند پيام او را بگيرند و همچنان پيرو خواص گمراه خود ماندند. «٢» قرآن، اولياى كفّار را به خانه عنكبوت تشبيه مىكند؛ خانهاى كه فقط نامى از خانه دارد و به هيچ وجه حفاظى در مقابل سرما، گرما و هجوم دشمن و غير آن- كه خاصيّت خانه در اينها است- ندارد و مىفرمايد:
«وَ تِلْكَ الْامْثالُ نَضْرِبُها لِلنَّاسِ وَ ما يَعْقِلُها الَّا الْعالِمُونَ» «٣» و اين مثلها را براى عموم مردم مىزنيم، امّا عمق آن را جز عالمان (خواص) نمىفهمند.
امام على نيز مىفرمايد: