عوام و خواص در قرآن

عوام و خواص در قرآن - حیدری، احمد - الصفحة ١٢٥

سجاد عليه السلام خطاب به زُهَرى از خواص و عالمان دربار اموى چنين مى‌فرمايد:
«بدان كه ساده‌ترين نمونه كتمان و سبك‌ترين بارى كه (در اين راه) به دوش مى‌كشى اين است كه ترس و وحشتى را كه ظالم (از عواقب بيدادگرى و مردم آزارى در دل) دارد، با نزديك شدن به او و اجابت دعوت گاه و بيگاهش تسكين مى‌دهى و راه ستمگرى را برايش هموار مى‌گردانى مگر نه اين است كه با اين دعوت‌ها مى‌خواهند تو را چون قطب آسيا محور بيدادگرى‌ها قرار دهند تا بر گرد تو، سنگ ظلم خويش را بچرخانند؟ و تو را پلى براى عبور به سوى كارهاى خلاف و پله‌اى براى رسيدن به گمراهى‌هايشان بسازند؟ ... به وسيله تو در علما ايجاد شك كردند و دل‌هاى جاهلان را با وجهه تو به سوى خود جذب نمودند. نزديك‌ترين وزراى آنان و قوى‌ترين يارانشان به قدرى كه تو فساد آنان را در چشم عامه اصلاح جلوه داده‌اى، نتوانست برايشان مفيد باشد. «١»