عوام و خواص در قرآن

عوام و خواص در قرآن - حیدری، احمد - الصفحة ٥٣

«اولوا بقيّه» يعنى صاحبان فضل و رأى و بينش يا به عبارتى خواص. «فُلانٌ من بَقِيَّةِ الْقَوْمِ» يعنى فلانى از نيكان آنان است. «١» «لَوْ لا يَنْهيهُمُ الرَّبانِيُّونُ وَالْاحْبارُ عَنْ قَوْلِهِمُ الْاثْمَ وَ اكْلِهُمُ السُّحْتَ لَبِئْسَ ما كانُوا يَصْنَعُونَ» «٢» چرا عالمان ربانى و دانشمندان، آنان را از گفتار گناهشان و حرام خوردنشان نهى نكردند؟ عمل ايشان (ترك نهى از منكر) چه زشت و بد است.
«لَعَنَ اللَّهُ السُّفَهاءَ لِرُكُوبِ الْمَعاصى‌ وَالْحُكَماءَ لِتَرْكِ التَّناهى‌» «٣» خداوند سفيهان و عوام را به خاطر ارتكاب گناه لعن كرد و حكيمان و عالمان را به خاطر ترك نهى از منكر.
با توجه به شرايط امر به معروف و نهى از منكر نيز معلوم مى‌شود كه اين تكليف بيشتر متوجه خواص جامعه است. زيرا امام صادق عليه السلام فرمود:
«انَّما هُوَ عَلَى الْقَوِىِّ الْمُطاعِ الْعالِمِ بِالْمَعْرُوفِ مِنَ الْمُنْكَرِ» «٤» اين وظيفه برعهده افراد توانمندى است كه حرفشان خريدار داشته و علم به تشخيص معروف از منكر داشته باشند.
و اين، گروه خواص‌اند كه هم علم و فهم و بينش لازم را دارند و هم در جامعه از قدرت و مكنتِ اجتماعى برخوردار بوده و امر و نهى آنها