عوام و خواص در قرآن - حیدری، احمد - الصفحة ٥٠
ميثاقاً مِنْ اهْلِ الْعِلْمِ بِبَيانِ الْعِلْمِ لِلْجُهَّالِ» «١» خداوند قبل از آنكه از جاهلان پيمانِ علم آموختن بگيرد، از عالمان پيمان گرفت كه علم را به جاهلان بياموزند.
از مصداقهاى بارز و مهم تعليم، بيان حقايق در مواقع لازم مىباشد در حيات اجتماعى امّتها فراز و نشيبهاى بسيارى است كه تصميمگيرى در آنها محتاج آگاهى به مسائلى است كه علم آن نزد خواص است. بر خواص واجب است در اين فراز و نشيبها دانشِ اندوخته خويش را براى مردم بيان كنند تا آنان هشيار گشته، هدايت شوند. كتمان علم و اطلاع در چنين مواقعى بزرگترين ضربه را به اجتماع زده، بيشترين سهم را در منحرف شدن مسير جامعه دارد.
«وَ اذْ اخَذَ اللَّهُ ميثاقَ الَّذينَ اوتُوا الْكِتابَ لَتُبَيِّنُنَّهُ لِلنَّاسِ وَ لا تَكْتُمُونَهُ» «٢» و آن گاه كه خدا از كسانى كه كتاب به آنان داده شده بود پيمان گرفت كه حتماً آن را براى مردم بيان كنند و كتمانش ننمايند.
٣- امر به معروف و نهى از منكر بر خواص جامعه لازم است براى تحقق بخشيدن به ايدههاى متعالى و ريشهكن كردن مفاسد قيام كنند. اولين قدم در اين راه- بعد از خودسازى- دعوت به خوبيها و برحذر داشتن از بدىها است. هرگاه