عوام و خواص در قرآن

عوام و خواص در قرآن - حیدری، احمد - الصفحة ٥٩

دروغ مى‌گويند، حرام و رشوه مى‌خورند، به شفاعت ديگران احكام خدا را تغيير مى‌دهند، تعصب جاهلى شديد دارند، مرتكب حرام‌هاى الهى مى‌شوند و اعمالى انجام مى‌دهند كه مرتكب آنها قطعاً فاسق است و مى‌دانستند كه قبول سخن اين عالمان و تصديق آنان جايز نيست ولى با اين وجود از آنها تقليد كردند و از اين رو خداوند آنان را مذمت كرد. بعد امام ادامه مى‌دهد كه اگر عوام امت اسلام هم از عالمان و فقيهان، فسق ظاهر و عصبيت جاهلى، حمله درنده‌وار به جيفه دنيا و حرام آن را ببينند و با اين وجود مقلد آنها باشند، در اين صورت آنها نيز به خاطر تقليدشان از عالمان و خواصِ فاسق مورد مذمت خداوند هستند. بعد امام عليه السلام فرمود:
«فَامَّا مَن‌ كانَ مِنَ الْفُقَهاءِ صائِناً لِنَفْسِهِ حافِظاً لِدينِهِ مُخالِفاً عَلى‌ هَواهُ مُطيعاً لِامْرِ مَوْلاهُ فَلِلْعَوامِ انْ يُقَلِّدُوهُ وَ ذلِكَ لا يَكُونُ الَّا بَعْضُ فُقَهاءِ الشيعَةِ لا جَميعُهُمْ.» «١» پس اگر فقيهى باشد خويشتن دار، حافظ دين، مخالف هواى نفس و مطيع در برابر امر حق تعالى، عوام مى‌توانند (واجب است) از او تقليد كنند و اين صفات فقط در بعضى از فقهاى شيعه وجود دارد نه در همه آنها.
امام صادق عليه السلام مى‌فرمايد: خداوند به حضرت داود عليه السلام وحى كرد:
«قُلْ لِعِبادى‌ لا تَجْعَلُوا بَيْنى‌ وَ بَيْنَهُمْ عالِماً مَفْتُوناً بِالدُّنْيا فَانَ‌