عوام و خواص در قرآن

عوام و خواص در قرآن - حیدری، احمد - الصفحة ١٣٠

سُنَّةَ ضَلالَةٍ كانَ عَلَيْهِ مِثْلُ وِزْرِ مَنْ فَعَلَ ذلِكَ مِنْ غَيْرِ انْ يَنْقُصَ مِنْ اوْزارِهِمْ شَىْ‌ءٌ» «١» هر كس سنت نيكويى از خود به جا گذارد، (از اين جهت) اجرى دارد مساوى اجر عمل همه كسانى كه به اين سنت عمل كنند. بدون اينكه از اجر آنها چيزى كاسته شود و هر كس سنت بدى از خود به جاى گذارد مساوى گناه همه كسانى كه به اين سنت عمل كنند، گناه خواهد داشت بدون اينكه از گناه عمل كنندگان چيزى كم شود.
امام صادق عليه السلام مى‌فرمايد:
در گذشته مردى بود طالب دنيا. امانه از راه حلال توانست كسب دنيا نمايد و نه از راه حرام. شيطان بر او وارد شد و گفت: تو از حلال و حرام طالب دنيا شدى ولى از هيچ كدام نتوانستى دنيا را به دست آورى آيا مى‌خواهى تو را بر چيزى دلالت كنم كه دنيايت و پيروانت بدان وسيله زياد گردد؟ مرد جواب مثبت داد و شيطان گفت: دينى بدعت كن و مردم را بدان دعوت نما. او چنين كرد و مردم اجابتش كردند و اطاعت نمودند و به دنيا (مقام و ثروت) رسيد. پس از آن به فكر فرو رفت و با خود گفت. چه كردم؟ بدعت دينى كردم و مردم را بدان دعوت نمودم! گمان ندارم توبه‌اى براى من باشد مگر اينكه نزد تك تك پيروانم روم و آنان را از اين گمراهى برگردانم. پس به نزد پيروانش مى‌رفت و مى‌گفت: آنچه شما را بدان دعوت كرده‌ام باطل و بدعت من است. ولى‌