عوام و خواص در قرآن

عوام و خواص در قرآن - حیدری، احمد - الصفحة ٨٥

شَىْ‌ءٌ ما قُتِلْنا هيهُنا» «١» در نفس و ضمير خود پنهان مى‌كنند آنچه را كه براى تو ظاهر نمى‌سازند. مى‌گويند: اگر ما بر حق بوديم و چيزى از حق نصيب ما شده بود، در اينجا كشته نمى‌شديم.
٢- عجب و خودبينى علمى و نفسى‌ غرور علمى از بزرگ‌ترين لغزشگاه‌هاى خواص است. متأسفانه برخى دانايان، چنان به دانسته‌هاى خويش پاى‌بند مى‌شوند كه ديگر حاضر به شنيدن سخن هيچ كس ديگر و تفكر و تعقل درباره آن نيستند.
«فَلَمَّا جاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَيِّناتِ فَرِحُوا بِما عِنْدَهُمْ مِنَ الْعِلْمِ» «٢» هنگامى كه پيامبرانشان دلايل روشن برايشان آوردند، به دانش خود دل خوش كردند. (و غير آن را هيچ شمردند).
آنها نه تنها خود را عالم‌تر از ديگران مى‌دانند و ديگران را محتاج علم خود، بلكه حتى نفس خود را نيز برتر مى‌پندارند. اين تكبر و خودبينى مانع آن مى‌شود كه هدايت شوند و نقش مثبت ايفا نمايند.
سخن خواص جوامع جاهلى و كافر راجع به كسانى كه به پيامبران ايمان آورده‌اند چنين است:
«قالُوا انُؤْمِنُ لَكَ وَاتَّبَعَكَ الْارْذَلُونَ» «٣»