عوام و خواص در قرآن

عوام و خواص در قرآن - حیدری، احمد - الصفحة ٨٢

است. وجود رهبر سبب مى‌شود كه خواص حول آن محور اقدامات خود را سامان دهند. گرچه اسلام مى‌خواهد جامعه را چنان پرورش دهد كه حركت اجتماعى حتى وابسته به رهبر نباشد ولى در بسيارى از مواقع وجود رهبر سبب قوام و دوام حركت و فقدان رهبر سبب مختل شدن حركت است. وقتى شايعه قتل رسول خدا در ميدان احد پيچيد، بسيارى كاملًا نااميد شدند و فرار كردند «١» و بعضى از خواص و سر شناس‌ها دنبال اين بودند كه از ابوسفيان امان بگيرند و گروهى نيز به فكر بازگشت به بت پرستى افتادند در اين بين مردى مؤمن به نام انَسْ بن نَضْر گفت:
«اى قوم اگر محمد مرده است خداى محمد كه نمرده است شما بعد از پيامبر زندگى را براى چه مى‌خواهيد؟ پس بر همان عقيده‌اى كه محمد جنگيد، بجنگيد و مانند او بميريد.» و خود جنگيد تا به شهادت رسيد. «٢» قرآن به همين واقعه تصريح مى‌كند و مى‌فرمايد:
«وَ ما مُحَمَّدٌ الَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرِّسُلُ ا فَانْ ماتَ اوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلى‌ اعْقابِكُمْ» «٣» و محمد جز پيامبرى نبود و قبل از او نيز پيامبرانى بوده‌اند. آيا اگر بميرد يا كشته شود شما به دين گذشته‌تان بازمى‌گرديد؟