عوام و خواص در قرآن

عوام و خواص در قرآن - حیدری، احمد - الصفحة ٧٦

بن معاذ بود. «١» بعد از جنگ خندق، مسلمانان، يهود بنى قريظه را به خاطر پيمان شكنى محاصره كردند. بعد از مدتى رسول خدا با بنى قريظه بر حكميت سعد بن معاذ توافق كرد. بنى قريظه قبل از اسلام با اوس هم پيمان بود و بنى نضير با خزرج. بعد از جنگ احد، بنى نضير با پيامبر درگير شدند و سرانجام با وساطت عبدالله بن ابى، از بزرگان قبيله خزرج پيامبر از كُشتن آنان چشم پوشيد و تبعيدشان كرد. رقابت قبيلگى، اوس را بر آن داشت تا با اصرار از رئيسشان سعد درخواست وساطت براى بنى قريظه كند.
ولى او با خود گفت: «وقت آن رسيده كه سعد در راه خدا از ملامت هيچ سرزنشگرى نهراسد.» آنگاه بدون هراس از ملامت افراد قبيله و رقبا، حكم خدا را در مورد بنى قريظه جارى كرد. «٢» از اين رو بود كه رسول خدا بعد از شهادتش در مورد وى فرمود:
«يَرْحَمُكَ اللَّهُ يا سَعْدُ لَقَدْ كُنْتَ شَجًّا فى‌ حُلُوقِ الْكافِرينَ، لَوْ بَقيتَ لَكَفَفْتَ الْعِجْلَ الَّذى‌ يُرادُ نَصْبُهُ فِى الْأِسْلامِ» «٣» خدا تو را رحمت كند اى سعد، تو خارى در گلوى كافران بودى و اگر باقى مى‌ماندى غائله گوساله‌اى را كه مى‌خواهند در حكومت اسلام نصب كنند، مانع مى‌شدى.