عوام و خواص در قرآن

عوام و خواص در قرآن - حیدری، احمد - الصفحة ٧٣

خَطايانا وَ ما اكْرَهْتَنا عَلَيْهِ مِنَ السِّحْرِ وَاللَّهُ خَيْرٌ وَ ابْقى‌» «١» سوگند به آن كسى كه ما را آفريده، هرگز تو را بر دلايل روشنى كه براى ما آمده، مقدم نخواهيم داشت. هر حكمى مى‌خواهى بكن، تو تنها در اين زندگى دنيا مى‌توانى حكم كنى. ما به پروردگارمان ايمان آورديم تا گناهانمان و آنچه را از سحر بر ما تحميل كردى، ببخشايد و خدا بهتر و پايدارتر است.
هر جا خواص جان نثارى كرده و خطر را به جان پذيرفته‌اند، توانسته‌اند منشأ اثر شوند و تحول ايجاد كنند. به عنوان مثال، وقتى دو نفر از حواريين حضرت عيسى عليه السلام براى دعوت اهل انطاكيه وارد شدند و بعد نفر سوم به پشتيبانى آنان وارد شد، در جوّ تكذيب و خفقان كه اهل شهر پيامبران را به سنگسار شدن و شكنجه كردن تهديد مى‌نمودند، فردى جان بر كف برخاست و فرياد برآورد:
«يا قَوْمِ اتَّبِعُوا الْمُرْسَلينَ اتَّبِعُوا مَنْ لا يَسْأَلُكُمْ اجْراً وَ هُمْ مُهْتَدُونَ وَ ما لِىَ لا اعْبُدُ الَّذى‌ فَطَرَنى‌ وَ الَيْهِ تُرْجَعُونَ ءَ اتَّخِذُ مِنْ دُونِهِ الِهَةً انْ يُرِدْنِ الرَّحْمنُ بِضُرٍّ لا تُغْنِ عَنّى‌ شَفاعَتُهُمْ شَيْئاً وَ لا يُنْقِذُونِ انّى‌ اذاً لَفى‌ ضَلالٍ مُبينٍ انّى‌ امَنْتُ بِرَبِّكُمْ فَاسْمَعُونِ» «٢» اى قوم من، از فرستادگان خدا پيروى كنيد، پيروى كنيد كسانى را كه از شما اجر نمى‌خواهند و خود هدايت يافته‌اند. چرا خدايى را پرستش نكنم‌