عوام و خواص در قرآن

عوام و خواص در قرآن - حیدری، احمد - الصفحة ٦٣

جاهلى «١»، تبرج جاهلى «٢» و حكميت جاهلى «٣» نمودهاى حاكميت جهل و سلطه استعمار و تحميق‌اند. در اين جوامع عوام چنان در جهل غوطه‌ورند كه سردمداران از ناحيه آنان احساس خطر جدى نمى‌كنند.
ابراهيم بتها را مى‌شكند و تبر را بر گردن بت بزرگ مى‌گذارد تا توده مردم متنبه شوند ولى چنان جهل بر آنان تسلط دارد كه اين عمل اثر چندانى نمى‌كند. وقتى قرار مى‌شود ساحران فرعونى با موسى مبارزه كنند، درباريان فرعون مردم را به صحنه مبارزه دعوت مى‌كنند تا با حضور خود تقويت روحى ساحران باشند و در صورت پيروز شدن ساحران آنان را تشويق كنند و تحسين نمايند:
«قيلَ لِلنَّاسِ هَلْ انْتُمْ مُجْتَمِعُونَ لَعَلَّنا نَتَّبِعُ السَّحَرَةَ انْ كانُوا هُمُ الْغالِبينَ» «٤» به مردم گفته شد: آيا شما در ميدان مبارزه اجتماع مى‌كنيد تا اگر ساحران پيروز شدند، آنان را پيروى كنيم.
نكته مهم در اينجا توجه به فطرت الهى انسان‌ها و روح حق طلب و حق شناس آنان است. در جامعه فرعونى كه فرعون و اطرافيان در ناآگاه نگه داشتن مردم كوشيده‌اند و حتى حاضرند در ملإ عام با موسى مبارزه كنند و مردم را نيز براى مشاهده اين مبارزه دعوت مى‌كنند، در چنين وضعى موسى عليه السلام نيز به فطرت حق طلب و