عوام و خواص در قرآن - حیدری، احمد - الصفحة ٦١
٣- تعلم و كوشش براى خارج شدن از گروه عوام همچنان كه گفتيم، اسلام نمىپسندد كه گروهى در جهل بمانند و هميشه چشم به ديگران بدوزند بلكه از انسانها خواسته است كه دنبال علم باشند همچنان كه از علما پيمان بر تعليم گرفته است. از ديد اسلام انسانها در جامعه سه دستهاند. دو دسته اول شايسته مدح و ستايشاند و دسته سوم سزاوار مذمت و توبيخ.
امام على عليه السلام خطاب به كميل مىفرمايد:
«النَّاسُ ثَلاثَةٌ: فَعالِمٌ رَبَّانِىٌّ وَ مُتَعَلِّمٌ عَلى سَبيلِ نَجاةٍ وَ هَمَجٌ رَعاعٌ اتْباعُ كُلِّ ناعِقٍ يَميلُونَ مَعَ كُلِّ ريحٍ لَمْ يَسْتَضيؤُوا بِنُورِ الْعِلْمِ وَ لَمْ يَلْجَؤُوا الى رُكْنٍ وَثيقٍ» «١» مردم سه دستهاند: علماى الهى (كسانى كه به علم پايبند بوده و بدان عمل كرده و هدايت يافته و ربانى شدهاند) جويندگان دانش كه در راه نجات هستند (زيرا در پى يافتن علم و عمل بدان هستند) و احمقانى بى سر و پا كه دنبال هر صدايى مىدوند و با هر بادى حركت مىكنند، همانانى كه به نور علم روش نشدهاند و به ستون محكمى پناه نبردهاند.
بنابراين بيان شريف فقط عالمان عامل و دانشجويان هدايت خواه سزاوار مدح و ستايشاند و ديگران همچون حشراتى هستند كه فقط به دنبال پر كردن شكم هستند و برگرد محيطهاى آلوده مىچرخند. «٢»