عوام و خواص در قرآن

عوام و خواص در قرآن - حیدری، احمد - الصفحة ٥٦

مى‌كند: علت ترك امر به معروف و نهى از منكر از جانب خواص آن است كه وقتى به اين وظيفه قيام مى‌كنند، مرتكبان گوش نمى‌دهند و نمى‌پذيرند. امام صادق عليه السلام فرمود:
«اذَنْ فَاهْجُرُوهُ عِنْدَ ذلِكَ وَاجْتَنِبُوا مُجالَسَتَهُ» «١» اگر چنين است از مرتكب گناه دورى كنيد و از همنشينى با او بپرهيزيد.
حضرت ابراهيم عليه السلام با قوم بت‌پرست در افتاد و بت‌هاى آنان را شكست و با استدلال و موعظه آنان را به خدا پرستى دعوت كرد و بى‌اثرى خدايانشان را برايشان ثابت كرد. با اين وجود آنان را بر بت‌پرستى مصر يافت، از اين رو از آنان بيزارى جست و از آن جامعه فاسد هجرت كرد:
«وَ اعْتَزِلُكُمْ وَ ما تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ ... فَلَمَّا اعْتَزَلَهُمْ وَ ما يَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَهَبْنا لَهُ اسْحقَ وَ يَعْقُوبَ» «٢» از شما و بتانى كه به جاى خدا مى‌پرستيد، دورى كرده و هجرت مى‌كنم ... و آن گاه كه از آن قوم و بُتانى كه مى‌پرستيدند، دورى گزيد ما هم به او اسحاق و يعقوب را بخشيديم.
اصحاب كهف نمونه‌اى ديگر از خواص هستند كه وقتى ديدند نمى‌توانند فساد حاكم بر جامعه را تغيير دهند و اگر بمانند مجبورشان مى‌كنند رنگ آن جامعه را بپذيرند، از كفر و شرك بيزارى جستند و از