عوام و خواص در قرآن - حیدری، احمد - الصفحة ٤٦
وامىدارد كه به سنتهاى قومى احترام بگذاريد و بدون داشتن دليل و برهان فقط به خاطر پيروى از سنت قومى بر آنها پاى بفشريد.
٥- جَوّ زدهاند و از جدا شدن از جمعيّت، وحشت دارند براى آنها «اكثريت» ملاك است و قابل قبول نيست كه راه آبا و اجدادشان صحيح نبوده، و همه نسلهاى گذشتهاى كه بر اين راه رفتهاند گمراه بودهاند. از اين رو ناباورانه مىپرسند:
«فَما بالُ الْقُرُونِ الْاولى» «١» پس تكليف نسلهاى گذشته كه به اينها ايمان نداشتهاند، چيست؟
در جريان گوساله پرستى بنى اسرائيل، وقتى سامرى گوساله طلايى را ارائه كرد، بسيارى از آنان به خداى طلايى گرويدند. به سرعت چنان موج و جوى حاصل شد كه عامه را تاب مقاومت در مقابل آن نماند و مرعُوب شدند و بدون تفكّر و تأمل، گوسالهپرستى را اختيار كردند. آنان هم كه گوساله پرست نشدند، جرأت اظهار مخالفت نداشتند و در جواب توبيخ حضرت موسى گفتند:
«ما اخْلَفْنا مَوْعِدَكَ بِمَلْكِنا» «٢» ما به اختيار خود با وعده تو مخالفت نكرديم (بلكه وقتى كثرت گوساله پرستان و كمى خودمان را ديديم از مخالفت با آنها وحشت كرديم) «٣».