عوام و خواص در قرآن - حیدری، احمد - الصفحة ٤٥
مىافكنند، نگهبانان دوزخ از آنان مىپرسند؟
«الَمْ يَأْتِكُمْ نذيرٌ» آيا انذار كنندهاى براى شما نيامد؟
مىگويند: آرى. انذار كننده و ترساننده آمد، ولى با تكذيب ما مواجه شد و ما منكر رسالت و نبوّت او شديم؛ سرانجام چنين اعتراف مىكنند:
«لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ اوْ نَعْقِلُ ما كُنَّا فى اصْحابِ السَّعيرِ» «١» اگر گوش شنوا داشتيم يا تعقل مىكرديم، در ميان دوزخيان نبوديم.
چنين كسانى پيروى از سنّت آبا و اجدادى را مايه پيوند اجتماعى و قوامِ قوميت و نفى و طرد آن را قبيح و زشت مىدانند. حضرت ابراهيم عليه السلام وقتى با دلايل منطقى، مردم را به خداپرستى فراخواند و بطلان بتها را ثابت كرد، با انكار قوم مواجه گشت و به آنان فرمود:
«انَّمَا اتَّخَذْتُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ اوْثاناً مَوَدَّةَ بَيْنِكُمْ فِى الْحَيوةِ الدُّنْيا» «٢» شما غير از خدا بتهايى براى خود انتخاب كردهايد كه مايه دوستى و محبّت ميان شما در زندگى دنيا باشد؟
بت پرستى شما بر مبناى عقل و استدلال استوار نيست، بلكه صرفاً تمسّك به سنت آبا و اجدادى است. تا سبب قوام اجتماعى شما گردد. شما از جدا شدن از جريان اجتماع وحشت داريد و مىترسيد سنّتى ديرپا را باطل بدانيد. علاقههاى قومى و قبيلهاى، شما را