عوام و خواص در قرآن - حیدری، احمد - الصفحة ٤٢
لَيْتَ لَنا مِثْلَ ما اوتِىَ قارُونَ انَّهُ لَذُو حَظٍّ عَظيمٍ» «١» پس (قارون) با كوكبه خويش بر قومش نمايان شد؛ كسانى كه خواستار زندگى دنيا بودند گفتند: اى كاى مثل آنچه به قارون داده شده، به ما- نيز- داده مىشد. واقعاً او بهره بزرگى دارد.
ولى خواص آگاه و حقيقت بين بر آنان نهيب مىزنند كه واقع بين باشيد.
ارزش در چيزى است كه باقى و جاويدان باشد و آن هم ثواب خداست:
«وَ قالَ الَّذينَ اوتُوا الْعِلْمَ وَيْلَكُمْ ثَوابُ اللَّهِ خَيْرٌ لِمَنْ آمَنَ وَ عَمِلَ صالِحاً» «٢» و كسانى كه دانش [واقعى] يافته بودند، گفتند: واى بر شما، براى كسى كه ايمان آورده و كار شايسته كرده، پاداش خدا خير است.
٣- ارزش از ديدگاه آنها غالباً به امور مادى و ظاهرى است عوام مأنوس با مادّيات و مظاهر مادّى هستند. خداى ديدنى را مىجويند. قدرت و حشمت ظاهرى را ملاك ارزش مىدانند. وقتى بنى اسرائيل از رود نيل گذشتند، به قومى بت پرست برخورد كردند و با مشاهده خدايان محسوس و ظاهرىِ آنان به حضرت موسى عليه السلام گفتند:
«اجْعَلْ لَنا الهاً كَما لَهُمْ الِهَةٌ» «٣» همچنان كه اينان را خدايانى محسوس است براى ما نيز خدايى محسوس و مأنوس قرار ده.