عوام و خواص در قرآن

عوام و خواص در قرآن - حیدری، احمد - الصفحة ٤١

مسيحيان قائل شدند كه عيسى عليه السلام فرزند خداست؛ از آن رو كه معجزات و كارهاى خارق‌العاده‌اى مثل زنده كردن مردمان را از او ديدند؛ همچنان كه يهود، عُزير عليه السلام را فرزند خدا شمردند و در اسلام نيز غاليان، با ديدن كرامات و معجزات امامان عليهم السلام نسبت به آنان افراط كردند و آن بزرگواران را از حدّ بندگى بالاتر بردند. در مقابل، ناصبان و دشمنان نيز تفريط كردند و نعوذ بالله آنان را ساحر و كذّاب خواندند.
٢- عقلشان به چشمشان است‌ عوام و توده مردم گرفتار ظاهربينى هستند و اهل تدبّر، تأمّل و گذر از رويه حوادث و رسيدن به باطن و واقعيت آنها نمى‌باشند؛ به بيان قرآن:
«يَعْلَمُونَ ظاهِراً مِنَ الْحَياةِ الدُّنْيا» «١» از زندگى دنيا، ظاهرى را مى‌شناسند.
در آيات بعد همين افراد مورد توبيخ واقع شده‌اند كه چرا در نَفْس و خلقت و نيز سرگذشت پيشينيان تأمل نمى‌كنند تا عبرت بگيرند. آنها واقعاً مطابق اين مثل مشهور «عقلشان به چشمشان است»، بودند. وقتى قارون در مركب مجلّل خود از خانه خارج شد و به ميان مردم آمد، همين عوام و توده ظاهر بين محو جمال و جلال ظاهرى او گشتند و او را صاحب بهره بزرگ شمردند و آرزوى رسيدن به چنان ثروتى را كردند:
«فَخَرَجَ عَلى‌ قَوْمِهِ فى‌ زينَتِهِ قالَ الَّذينَ يُريدُونَ الْحَيوةَ الدُّنْيا يا