عوام و خواص در قرآن - حیدری، احمد - الصفحة ٢٥
عافيتطلبى، آنان را به سكوت واداشت و در اثر اين عملكرد بدِ خواص، بازار سامرى، رونق گرفت و توانست بسيارى از بنى اسرائيل را به كفر و بتپرستى بكشاند. كيفر آنان اين شد كه مأمور شدند شمشير به دست گرفته، به جان گوسالهپرستان پشيمان بيفتند و آنان را بكشند تا توبهشان قبول گردد. «١» دوم در زمان پيامبرى اشموئيل، بنى اسرائيل كه از ظلم و ستم كنعانيان به تنگ آمده بودند، به محضر ايشان مشرّف شدند و تقاضا كردند پادشاه و فرماندهى براى آنان تعيين كند تا تحت امر و حكومت او به مبارزه با كنعانيان بپردازند. وقتى بعد از اصرار فراوان آنان، اشموئيل، طالوت را به عنوان پادشاه و فرمانده منصوبِ خداوند، معرّفى كرد. خواص، خويشتن را شايستهتر از او خواندند و از پذيرش حكومت وى خوددارى ورزيدند امّا سرانجام با مشاهده آيات آسمانى، به حكومتش، گردن نهادند؛ هر چند در عمل از اطاعتش سرباز زدند! خداوند در آيات ٢٤٦ تا ٢٥١ سوره بقره به بيان اين داستان عبرتآموز مىپردازد.
د خواصّ جبهه باطل كه بد عمل كردهاند، مانند خواصّ جوامع كفر در برابر پيامبران كه از سر لجاجت، تكبّر و هواپرستى با آنان مبارزه مىكردند مثلًا وقتى حضرت نوح عليه السلام به نبوّت، مبعوث شد و به دعوت مردم پرداخت، بزرگان قوم، ايشان را تكذيب و دعوتش را رد كردند.
«قالَ الْمَلَأُ الَّذينَ كَفَرُوا مِنْ قَوْمِهِ ما هذا الَّا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُريدُ انْ