عوام و خواص در قرآن

عوام و خواص در قرآن - حیدری، احمد - الصفحة ١٢٨

يُضِلُّونَهُمْ بِغَيرِ عِلْمٍ» «١» آنان بايد در قيامت بار گناهان خويش را به دوش بكشند و سهمى از گناهان جاهلانى را كه گمراه ساخته‌اند.
منظور آيه اين نيست كه گمراه گران مقدارى از گناه گمراه شدگان را حمل مى‌كنند زيرا «هيچ گنهكار گرانبارى بار ديگرى را به دوش نمى‌كشد» «٢»، بلكه منظور اين است كه گناه گمراه شدگان از دو جهت ملاحظه مى‌شود؛ يكى از اين جهت كه گمراهى و ضلالت است و منتسب به شخص گناهكار و ديگرى از اين جهت كه محصول اضلال و گمراه‌گرى است و منتسب به گمراه كننده. از جهت اول در نامه گناهكار نوشته مى‌شود و بر او بارمى‌گردد و از جهت دوم در نامه گمراه كننده نوشته مى‌شود و بر بار او افزوده مى‌گردد.
اين قانون زياد شدن در مورد خواص خوب نيز وجود دارد و اعمال خوب عوام و پيرو آنان نيز، هم در نامه عمل كننده نوشته مى‌شود و هم در نامه عمل اين هدايتگرى كه باعث هدايت او شده است. بنابراين خواص در قيامت در نامه اعمال خود هم اعمال خودشان را مى‌يابند و هم اعمال ديگرانى را كه به واسطه هدايت يا اضلال آنان انجام گرفته است و پاداش يا كيفر خواص چند برابر مى‌شود.
عوام نيز علاوه بر عمل خود با پاداش يا كيفر ديگرى نيز مواجه مى‌شوند و آن پاداشِ يا كيفر رونق دادن به بازار هدايتگران يا گمراه‌