عوام و خواص در قرآن

عوام و خواص در قرآن - حیدری، احمد - الصفحة ١٠٣

چه بسيار پيامبرانى كه خدا مردان بسيارى در ركاب آنان جنگيده و سختى‌هاى مبارزه آنان را سست نكرده و ضعيف و زبون نشدند و خداوند صابران را دوست دارد.
«رِبّى» را به «العارف المتألّه» «١» (خدا مرد عارف) معنا كرده‌اند.
نمونه اين خواص را در بنى اسرائيل مى‌يابيم. هنگامى كه طالوت با گروه كثيرى براى مبارزه با جالوت رهسپار شد، سپاه او به امر خدا با تشنگى بسيار شديدى امتحان شدند. هنگامى كه سپاه گرفتار عطش بودند، طالوت اعلام كرد كه خداوند مى‌خواهد شما را بيازمايد، به نهرى مى‌رسيم كه هر كس از آن نچشد، از مَن خواهد بود و هر كسى بنوشد، از من نيست و هر كس به كفى براى نجات از عطش اكتفا كند، گرچه از من نيست، جزو مطرودين هم نمى‌باشد. جز عده كمى خواص مؤمن، بقيه نوشيدند. و تعدادى نيز با كفى آب رفع عطش كردند. آنان كه آب نوشيدند، همان كسانى كه فقط انگيزه دفاع از خاك، وطن و خانواده آنان را به ميدان سوق داده بود، نه عرفان و عشقِ حق و چون مؤمن عارف نبودند بر فرماندهى طالوت هم ايراد داشتند. آنان ايمانشان ضعيف بود و نفاق داشتند لذا در اين ابتلا تحمل از دست دادند و با نوشيدن آب و عصيان فرمان طالوت، مطرود شدند، بقيه براى مبارزه با سپاه دشمن رهسپار شدند. با مشاهده سپاه بى شمار جالوت، همراهانى كه صبر و تحملشان كم بود