جريان شناسى - نظرپور، مهدی؛ لطیفی - الصفحة ١٢٢
ضعيف به قصد استفاده از منابع طبيعى و ثروت كشور و نيروى انسانى افراد آن، به بهانه نابجاى ايجاد آبادى و رهبرى مردم آن به سوى ترقى. «١» از نظر اصطلاحى، معناى استعمار يا سياست استعمارى و يا استعمارگرى) Colonialism (عبارت است از: سياست مبتنى بر سودجويى از منابع طبيعى و بهرهكشى از مردم كشورهاى از نظر اقتصادى كمرشد، و جلوگيرى از پيشرفت فنّى، اقتصادى و فرهنگى آنها، براى تحكيم سلطه سياسى، نظامى و اقتصادى دولت استعمارگر. «٢» به عبارت ديگر، استعمار جريانى است كه از طريق آن يك ملت قدرتمند، سلطه اقتصادى، نظامى، سياسى، فرهنگى و اجتماعى خود را بر يك جامعه يا ملت ضعيف اعمال كند. اين جريان ممكن است همراه با نابودى بوميان يا بهرهكشى از آنان و يا به كمك و شراكت بخشى از افراد جامعه صورت گيرد. «٣» امپرياليسم: معناى واژه امپرياليسم از نظر لغوى عبارت است از:
طرفدارى از حكومت امپراتورى و يا سياستى كه مرام آن بسط نفوذ و قدرت كشور خويش بر كشورهاى ديگر است. «٤» واژه امپريال) Imperial (مأخوذ از ريشه لاتينى) Imperilim (به معناى قدرت مطلقه، حق حاكميت مطلق، اختيار مطلق، امپراتورى، حق فرمانروايى و اجراى قانون است. امّا اصطلاح امپرياليسم به اعمال