جريان شناسى

جريان شناسى - نظرپور، مهدی؛ لطیفی - الصفحة ٥٢

شكل ديگرى آغاز شد. اين بار اختلافات درباره حدودِ وظايف و اختيارات نماينده امام (ره) بود. بدين معنا كه عدّه‌اى معتقد بودند كه حكم فقهى و نظرات آيت‌الله راستى كاشانى بالاتر از دستورات حزبى و سازمانى است. امّا در برابر عدّه ديگرى چنين اعتقادى نداشتند. در نتيجه سه ديدگاه در سازمان به وجود آمد:
١- ديدگاه به اصطلاح چپ سازمان كه معتقد به ارجحيت حكم حزبى و سازمانى بر نظرات فقهى نماينده امام (ره) بودند. اين گروه شامل بهزاد نبوى، محسن آرمين، مصطفى تاج‌زاده، هاشم آغاجرى و محمد سلامتى مى‌شد كه در واقع مخالفان نماينده رهبرى نيز بودند.
٢- ديدگاه راست يا موافقان آيت‌الله راستى كاشانى كه معتقد به ولايت تام وى در سازمان بودند. اين گروه شامل آقايان محمدباقر ذوالقدر، حسين فدايى و على عسگرى بود.
٣- ديدگاه ميانه و بى‌طرف كه معتقد بودند برخورد دو جناح بيش از حد خصمانه‌است و هيچ راه‌حلى براى تفاهم و پذيرش اختلاف سليقه‌ها و تداوم فعّاليت دو جناح وجود ندارد. از اين رو، خواستار انحلال سازمان شدند. آقايان محسن رضايى و مرتضى الويرى در اين گروه قرار داشتند. «١» كم كم اختلافات در سازمان به اوج خود رسيد و آيت‌الله راستى كاشانى مخالفان خود را به عدم التزام شرعى و داشتن افكار التقاطى متهم كرد. از اين رو، وى در سال ١٣٦١ ه. ش. شوراى مركزى سازمان را منحل‌