جريان شناسى - نظرپور، مهدی؛ لطیفی - الصفحة ٤٥
ب) نهضت آزادى، انقلاب اسلامى و دولت موقت در سال ١٣٥٦ ه. ش. با روى كار آمدن «جيمى كارتر» در آمريكا و اعلام «فضاى باز سياسى» در ايران و همزمان با آغاز شتاب انقلاب اسلامى، نهضت آزادى تجديد حيات كرده، طرفدارى خود را از قانون اساسى مشروطه و اعلاميه جهانى حقوق بشر اعلام كرد. همچنين مدتى قبل از پيروزى انقلاب اسلامى، بازرگان راهى پاريس شد تا امام خمينى (ره) را متقاعد كند كه دست از شعار سرنگونى رژيم سلطنتى در ايران بردارد و اجراى قانون اساسى مشروطه را هدف مبارزه خود قرار دهد، امّا او با مخالفت امام (ره) با اين پيشنهاد مواجه شد و به ظاهر پذيرفت كه با نهضت امام همراهى كند. «١» پس از پيروزى انقلاب اسلامى، به پيشنهاد شوراى انقلاب، امام خمينى (ره) بر خلاف ميل باطنى خود و تحت شرايطى، مهندس بازرگان را به عنوان نخست وزير دولت موقت منصوب كرد. امّا متأسفانه بازرگان پس از مدتى از پذيرش شرطها و رهنمودهاى امام (ره) سر باز زده و راه خود را در پيش گرفت. به تدريج، فاصله دولت موقت با آرمانهاى انقلاب و نظام جمهورى اسلامى و خط امام (ره) بيشتر شد و سرانجام پس از ملاقات بدون اجازه و خودسرانه بازرگان و وزير خارجهاش (ابراهيم يزدى) در الجزاير با «برژينسكى»، مشاور امنيت ملى رئيس جمهور آمريكا، اعتراضات و تظاهرات گستردهاى عليه دولت موقت شكل گرفت و در نهايت منجر به تصرف لانه جاسوسى آمريكا در ١٣